تبليغاتX
سرنوشت

سرنوشت

عشق از دست رفته

هزاران ناله و فریاد

ز دست چرخ گردون داد دادم

 

هزاران ناله و فریاد دارم

 

تشنه، دلستانم با خس و خار

 

دل خود را چگونه شاد دارم؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 19:9  توسط پانته آ  | 

تو را.................

تو را دوست می دارم ....

 

تو را به جای همه کسانی که شناخته ام دوست دارم

 

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست دارم

 

برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و بهای نخستین گناه

 

تو را به خاطره دوست داشتن دوست می دارم

 

تو را به جای همه ی کسانی که دوست نمیدارم دوست می دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 18:14  توسط پانته آ  | 

عاصی از عصیان

عاصی از عصیان

 بارانیم 

  مثل هوای چشمان غرور پیچک شکفته به دست باد

عاصیم 

  مثل بغض به هنگام فریاد

  مثل پنجره های خاموشی به وقت چشم انتظاری باران

دلم تنگ است

 مثل سنگ صبور به وقت تکه شدن به دست سنگینی نشسته مرگ

 با همه تنهایی و طوفانی و عصیان...

                                               باز هم منتظرم....!

بغض این قلم باز نمی شود ... ! 

 دلم تنگ است ....!

در امتداد سکوت.........

 سکوت می کنی....!

  سکوت بوسعت مهربانی تو به عمق دل دادگی من

  سکوت تو سر آغاز تمام فریاد های من است

  و سوالی که همیشه بی پاسخ ماند ....!

                            چرا من....................................؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 17:46  توسط پانته آ  | 

آدمای خود خواه

از همه داشته ها یت که به آن می بالی خدا را جدا کن

  

  ببین چی داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

به همه کمبود هایت که از آن مینالی خدا را اضافه کن

   

 ببین چی کم داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خدا در عین بزرگی چقد در دلها کوچک است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 17:37  توسط پانته آ  | 

سکوت احمقانه

 

 ؛

گاهی وقتهاچقدر ساده عروسک می شویم؛

نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم

فقط احمقانه سکوت می کنیم

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 11:35  توسط پانته آ  | 

کوچه باغ غربت

 

 بیا در کوچه باغ تنگ احساس 

 

شکست لاله را چیزی بگیریم

 

اگر نیلوفری دیدیم زخمی 

 

 برای قلب پردردش بمیریم

 

بیا در کوچه های تنگ غربت

 

برای هر غریبی سایه باشیم

 

بیا هر شب کنار نور یک شمع

 

به فکر پیچک همسایه باشیم

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 11:32  توسط پانته آ  | 

یک نفر........

گاهی وقت ها آدما در

 

عرض چند ثانیه دل کسانی رو که

 

دوستشان دارند را می شکنند

 

منو بابت اون ثانیه ها ببخش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 10:20  توسط پانته آ  | 

پروانه

سیب سرخی را من بخشید و رفت

 

آخر به عشق من خندید و رفت

 

اشک در چشمان سردم حلقه زد

 

بی مروت کریه ام را دید و رفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 9:41  توسط پانته آ  | 

عشق

 

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

 

عشق یعنی قطره دریا شدن

 

عشق یعنی درد محنت درون

 

عشق یعنی سوز نی ، آه شبان

 

عشق یعنی معنی رنگین کمان

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 19:29  توسط پانته آ  | 

راهی

راهی

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

در تب و تاب رفتنم، به فکر راهی شدنم
تو ای همیشه همسفر، مرا شناختی تو اگر

مرا پس از من بنویس، به هر کس از من بنویس
ای تو هوای هر نفس، هر نفس از من بنویس

مرا به دنیا بنویس، همیشه تنها بنویس
به آب و خاک، آتش و باد، برای فردا بنویس

تو جان من باش و بگو، به یاد من باش و بگو
میلاد من باش و بگو، جانان من باش و بگو

 

نفس اگر امان نداد، روی خوشی نشان نداد
رفت و دوباره برنگشت، مرا دوباره جان نداد

دست و زبان من تو باش، نامه رسان من تو باش
حافظه تبار من، نام و نشان من تو باش

 

بگو حکایت مرا، قصه هجرت مرا
توشه ای از غزل ببخش، راه زیارت مرا

 

تو جان من باش و بگو، جانان من باش و بگو
به یاد من باش و بگو، میلاد من باش و بگو

 

نفس اگر توان نداد، مرا دوباره جان نداد
به این همیشه ناتمام، زمان اگر امان نداد

تو جان من باش و بگو، زبان من باش و بگو
بر سر گلدسته عشق، اذان من باش و بگو

بگو که مثل من کسی، به پای عشق سر نداد
از آن سوی آبی آب، خبر نشد خبر نداد

 

تو جان من باش و بگو، به یاد من باش و بگو
میلاد من باش و بگو، جانان من باش و بگو….

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 19:11  توسط پانته آ  |